![]() |
![]() |
|
| سرزمين زخم ها و زخم ها و زخم ها |
|
سلام عزیزان
اول از هر صحبتی باید از درخواست ببخشش کنم ازشما عزیزان شرمنده که اینقدردیربروزشدم باور کنید توی این مدت مشغولیات فکری خیلی منو ازار دادن ونتونستم چیزی بگم و بنویسم قرار بود پست قبلی رو ادامه بدم ولی متا سفانه پشیمون شدم .دلیل های زیادی رو هم داره که درپست بعدی با عنوان( ادبیات بی شعوری) درموردشون صحبت خواهم کرد قرار نبود که اینا رو بگم وشعر پایین رو. ولی به خاطر شما عزیزان و فقط به این خاطر که اگه بازم به من سرزدین دوباره به تکرار بر نخورین اینا رو نوشتم وبا این کار به نظر خودم ضایع ولی برای خودم دوست د اشتی بروز می شم. منتظر نقد ها و نظرات شما هستم. بیشتر هم به این خاطر بروز شدم تا یکی از دوستان عزیزمو که به تازگی وارد مجاز شده رو به شما عزیزان معرفی کنم. http://ager.blogfa.com مهدی بیرانوند ( آگر: یعنی آتش ) مطمعن باشید یکی ازاوناست که با درداش شعر میگه وبرای... حتمن بهش سر بزنید
سرت را جلو تر بیار می خواهد بیخ لبت چیزی بگویم من همانم که همیشه با نیامدنت حرف می زد آنقدر گریه کرد که این از آب درآمدم نگاه تو ویران ترم می کند بس کن اینقدر توی سینه اش نفس نفس نزن این جنازه آدم بشو نیست
به امین روشنی زاده که می رسی قلب را با سک ته بنویس از دستان شُک کاری بر نمی آید روی تختی که دراز کشیده زیر ملحفه ی سپید درراهرویی که به کشوهای برزخ ختم می شود عرق شرم را از پیشانیت پاک کن آدم را هر وقت که از آب بگیری مرده است این را روی دستهای زنی فهمیدم که رُولَه رُولَه می کِرد زنی که رُولَه رُولَه می کِرد صدایش مرده را زنده می کرد
به احترام گیس های سپیدش روزگار سیاهش بلند می شوم روی پاهای خودم... دوباره می میرم./
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پنجم اردیبهشت 1385ساعت 21:48 توسط امین روشنی زاده |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| این من بوده است |
|
|
| عزیزان |
|
محمد تقوایی حبیب پرتاری لیلانا مرجانه حمیدی سیدمحمد امین جعفری حسینی عماد مهدوی راد زهره جعفر زاده مهدیه پی سپار(مهر گیاه) |
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1387 بهمن 1385 شهریور 1385 اردیبهشت 1385 بهمن 1384 دی 1384 آبان 1384 |
|
RSS
|